فیلم و موزیک

نقد فیلم پینوکیو | آدمک چوبی به روایت خالق فارست گامپ

فیلم پینوکیو این فیلم به کارگردانی رابرت زمکیس، یک بازسازی لایو اکشن ضعیف دیگر را به لیست بازسازی های لایو اکشن دیزنی اضافه می کند. با بررسی آراد نیوز همراه باشید.

هدف از بازسازی انیمیشن کلاسیک چیست؟ البته؛ همه ما می دانیم هدف اصلی چیست و من در حین نوشتن این سوال تقریباً انگشت شست و سبابه ام را می مالیم! اما بیایید به بهانه هایی که برای بیرون کشیدن یک عنوان محبوب از آرشیو یک شرکت بزرگ هالیوودی و انتشار نسخه جدیدی از آن ارائه می شود، بپردازیم.

فهرست دلایل را می توان در دو مورد خلاصه کرد: یا ظاهر اثر قدیمی به دلیل پیشرفت تکنولوژی و کنار گذاشتن تکنیک های قبلی از مد افتاده است و برای ارائه آن به مخاطب جدید نیاز به روتوش داریم. آن، یا خود داستان، مدل روایی فیلم و مضامین موضوعی آن کهنه شده است و برای تطبیق آن با مختصات فرهنگی جاری و خواسته های مخاطب امروز نیازمند نگاهی تازه هستیم. اگر فیلم جدید رابرت زمکیس پینوکیو بر اساس این دو فرض کلی ساخته شده باشد، باید دید چقدر در به روز رسانی انیمیشن دهه 1940 موفق بوده است.

پینوکیو در صحنه ای از فیلم پینوکیو به کارگردانی رابرت زمکیس زیر آفتاب با آغوش باز ایستاده است.

نکته خنده دار در مقایسه بصری این دو فیلم، برتری اثری است که 82 سال پیش به نمایش درآمد! البته؛ نسخه اصلی، با تمام پیشرفت‌های فنی آن برای دهه 1940، امروز شبیه یک انیمیشن دو بعدی ساده به نظر می‌رسد، و بدیهی است که از شین انیمیشن پس از دوران. داستان اسباب بازی (The Toy Game) آدرسی ندارد. اما کلاسیک محبوب والت دیزنی، وفادار به سبک زیباشناختی واضح خود و به لطف هنر انیماتورهای با استعدادش، امروز هم به همان اندازه پویا و تماشایی است. در نتیجه هیچ دلیل طبیعی برای ایجاد تغییر اساسی در ظاهر آن برای ارائه آن به مخاطب امروزی وجود ندارد. کافی است انیمیشن دوبعدی را به عنوان یک هنر درک کنید و به تجربه فیلم بپردازید.

اما از نظر بصری، کار زمکیس با رویکرد دیگر بازسازی‌های لایو اکشن سال‌های دیزنی سازگار است. او در صورت امکان از تصاویر زنده بازیگرانی که در محیط های واقعی بازی می کنند استفاده می کند و در ترکیب آنها با جلوه های ویژه کامپیوتری، اهمیت زیادی به کیفیت واقعی/فوتورئالیستی تصاویر می دهد. تا ایده های تخیلی و سورئال تا حد امکان برای مخاطب «باورانه» شود. نتیجه دقیقاً برعکس چنین اظهاراتی است.

اغراق نیست اگر فکر کنیم عروسک چوبی که توسط انیماتورهای اواخر دهه 1930 بر روی صفحات کاغذی ساخته شده است، از نسخه کامپیوتری و سه بعدی امروزی آن “زنده تر” است.

اغراق نیست اگر فکر کنیم عروسک چوبی که توسط انیماتورهای اواخر دهه 1930 بر روی صفحات کاغذی ساخته شده است، از نسخه کامپیوتری و سه بعدی امروزی آن “زنده تر” است. به طرز عجیبی، حتی با نادیده گرفتن بازی بسیار همدلانه تر صداپیشگان اصلی و تنها نگاه کردن به چهره شخصیت در حین صحبت کردن، بهتر متوجه احساسات پینوکیو در هشتاد سال پیش می شویم! در مورد شخصیت های دیگر هم همینطور.

آیا جیمینی کریکت از فیلم اصلی زیباتر است یا این ملخ سبز ساخته زمکیس؟ مکر حیله گر جان را در اثر اصلی بهتر می فهمیم یا در تصویر این روباه تنبل سخنگو از نسخه جدید؟

روباه و گربه حیله گر در پینوکیو به کارگردانی رابرت زمکیس

در مورد شخصیت های انسانی چطور؟ آیا تام هنکس در انتقال ساده لوحی کودکانه و شفقت پدرانه ژپتو بهتر است یا نسخه دو بعدی نسخه اصلی؟ استرومبولی در این فیلم ترسناک تر است یا در نسخه انیمیشنش؟ آیا حضور پری در نسخه اصلی جادوی خارق العاده بیشتری دارد یا اجرای کسل کننده و مردد سینتیا اریوو؟ کدام شخصیت دقیقا بازسازی لایو اکشن را در دسترس مخاطبان قرار داده است؟

اما مشکل فقط در تکنیک انیمیشن یا حضور فیزیکی شخصیت ها نیست… کار زمکیس از نظر کارگردانی و عناصر سبکی بسیار بی روح و خشک است. فیلم اصلی یک موزیکال بود. با برخی از نام‌های معروف و نمادین که فصل‌های خاص خود را داشتند و هنرمندان والت دیزنی به طرز ماهرانه‌ای از موسیقی، طراحی رقص هدفمند و زمان‌بندی سبک اسلپ استیک برای به تصویر کشیدن آنها استفاده کردند. فیلم زمکیس در عین تلاش برای بازسازی برخی از این فصول، به طرز دردناکی عاری از هر گونه ایده بیانی مؤثر یا انرژی خلاقانه است.

رقص عروسکی پینوکیو قبل از مرگ نمونه کاملی از این است که چگونه می توان شور و شوق سرگرم کننده اثر اصلی را با کسالت کسل کننده نسخه زنده مقایسه کرد. انیمیشن والت دیزنی نیز با کمک موسیقی دلنشین منتخب، این صحنه مقدماتی ساده و کم اهمیت را بهانه ای برای خلق جوک های تصویری خنده دار و میزانسن های سینمایی جالب بر اساس فیزیک پینوکیو و واکنش های فیگارو قرار داده است. باور کردنی نیست که کارگردانی با توانایی و اعتبار زمکیس این صحنه را در مقابل خود قرار دهد و برای بازسازی آن به سراغ این نسخه بی جان برود. فیلم با بی مزه ای محض خود، کل موقعیت را در قالب نماهای تخت و بدون ریتم مناسب نگه می دارد. همراه داشتن این موسیقی کسل کننده و واکنش های بدترین گربه کمد کامپیوتری فیلم که باید در کانون توجه این صحنه باشد، اوضاع را بدتر می کند.

پینوکیو که توسط پدر ژپتو کنترل می شود، در صحنه ای از پینوکیو به کارگردانی رابرت زمکیس به سمت فیگارو گربه ژپتو می رود.

وقتی دومین دلیل/توجیه احتمالی را برای این بازسازی در نظر بگیریم، یعنی. کهنه شدن متن اصلی، وضعیت فقط بدتر می شود! زیرا فیلمنامه رابرت زمکیس و کریس ویتز، هم در به روز رسانی مطالب مرجع، هم در توسعه و انشعاب موقعیت های داستانی آشنا و هم در وفاداری به وقایع و جریان داستان، به طرز شرم آوری شکست می خورد. اگر فیلمنامه اثر مرجع را جلوی یک دانشجوی ترم اول سینما بگذاریم و از او بخواهیم نسخه به روز شده آن را بنویسد، نتیجه به سختی می تواند آشفته تر باشد!

پینوکیو کارلو کلودیو در قلب خود یک داستان بلوغ و یک داستان اخلاقی است. درباره موانعی که پسری بی رحم و بی گناه در مسیر زندگی واقعی و دنیای خطرناک اطرافش با آن روبرو می شود. به این ترتیب سیر دراماتیک وقایع در سناریوی اثر مرجع را نیز معنا می کند. پینوکیو در قالب مواجهه با روباه حیله گر با تجربه پیچیده شهرت آشنا می شود و تسلیم وسوسه پیوستن به بازی استرومبولی می شود و از طریق ایده معروف بینی دراز خود و غرق شدن در بینی مضرات دروغ گفتن را می شناسد. جذابیت جزایر اغراق‌آمیز لذت، تقلیل وحشتناک وجود انسان به غرایز حیوانی‌اش، او آن را می‌بیند و در نهایت تبدیل به یک پسر واقعی/مرد بزرگ شده با شجاعت و فداکاری برای نجات جپتو از قلب نهنگ می‌شود.

تغییرات/افزودن‌های متن جدید، وام‌گیری‌ها از متن مرجع را بی‌معنا می‌کند و ایده‌های جدید را بی‌ربط می‌سازد.

زمکیس و ویتز برای ساختن نسخه خود بدترین تصمیم ممکن را می گیرند: به متن مرجع و جوهر اخلاقی آن وفادار می مانند و نمی مانند! در اینجا با همان توصیفات پری در قالب معنای واقعی و سیر وقایع در مسیر قهرمان روبرو هستیم، اما تغییرات / اضافات فیلمنامه جدید آنچه را که از متن مرجع و جدید به عاریت گرفته شده بی معنا می کند. ایده ها به دلیل عدم مطابقت آنها با سایر بخش ها بی ربط هستند

فیلم با اشاره به گذشته ژپتو، معنای شخصی تری به انگیزه های پینوکیو می دهد و در نتیجه طبیعی این ایده، اصالت پسر باید برای پدر اهمیت بیشتری پیدا کند. اما در نهایت، فیلم این طرح را نادیده می گیرد و به نفع ایده مدرن “پذیرش تفاوت ها” است. از طرفی خود مسیر فاقد جهت گیری اخلاقی مشخص است. پینوکیو از رفتن با روباه امتناع می کند و به جیرجیرک توضیح می دهد! در نتیجه، او عموماً تسلیم وسوسه شهرت نشد تا از آن درسی برای زندگی خود بیاموزد (البته طنز سیستم آموزشی آمریکا از طریق نمایش مدرسه و ملاقات او با پینوکیو در اولویت زمکیس بود. و ویتز). حضور در اجرای استرومبولی و تجربه شهرت، جدای از بخش کاملاً افزوده شده آشنایی با عروسک گردان خوش اخلاق، بیشترین انحراف متن را از نظام اخلاقی ارجاع داستان به همراه دارد. بر اساس تفکر فرصت طلبی، استفاده از دروغ را به عنوان ابزاری برای ارتقاء علایق پیشنهاد می کند. در فصل طولانی، شلوغ و بسیار بی‌معنی جزیره لذت (با آن ایده احمقانه و باورنکردنی شکستن ساعت)، پینوکیو واقعاً چیزی جز ترس و انزجار احساس نمی‌کند. که می خواهد از غلبه بر آن در مسیر بلوغ بهره مند شود!

جزیره لذت با مجسمه های دلقک ها و چراغ های روشن در شب در صحنه ای از فیلم پینوکیو ساخته کارگردان رابرت زمکیس

زمکیس و ویتز، مانند کسی که لذت یک شوخی کوتاه را با توضیح بیش از حد از دست می دهد، تلاش می کنند تا زمینه ای منطقی و منطقی برای همه چیز فراهم کنند.

جدای از گسستگی و عدم قطعیت موضوعی، بخشی از مشکلات فراوان متن است پینوکیورویکرد جدید به رویکرد فیلمنامه نویسی برمی گردد که می تواند برای ترکیب “دلیل اصلاح” استفاده شود. زمکیس و ویتز، مانند کسی که لذت یک شوخی کوتاه را با توضیح زیاد از دست می دهد، از راه خود خارج می شوند تا برای همه چیز زمینه منطقی/عقلانی فراهم کنند! این که آیا ما نیاز به دانستن اطلاعات در مورد داستان به معنای دراماتیک داریم یا یک ایده خاص، کیفیت سینمایی جذابی دارد یا خیر.

چرا ژپتو پینوکیو را ساخت؟ چون می خواهد فقدان پسرش را جبران کند. چرا نام پینوکیو را برای او انتخاب می کند؟ زیرا از چوب کاج ساخته شده است. چرا او این همه ساعت در خانه اش دارد؟ چون همسر مرحومش اهل ساعت بود. فیلم حتی به دنبال توضیحی منطقی برای زندگی پینوکیو است و از طریق قاب عکس پسر ژپتو و انعکاس (!) نور جادویی پری پس از برخورد به او، به شکل دقیق تری به مخاطب نشان می دهد که چگونه یک اتفاق کاملاً تخیلی رخ داده است! این تاکید بر استدلال در مورد همه چیز مانع از ایرادات منطقی سناریو نمی شود (در شهری که روباه سخنگو خیابان ها را می سنجد، پینوکیو به دلیل ظاهرش از مدرسه اخراج می شود!) و همچنین منجر به انسجام و یکنواختی سناریو نمی شود. علت و روندی دیدنی از وقایع (نحوه پیوستن پینوکیو به کاروان در مسیر جزیره لذت کاملاً تصادفی است).

سردرگمی و بلاتکلیفی فیلمنامه، در کنار سبک بصری بی روح و خسته کننده، فیلم را در توجیه وجود خود ناکام می کند. اما شکست اصلی در نتیجه نهایی نیست، بلکه در انگیزه اولیه است. در دو صحنه مختلف فیلم، ساعت های متعدد روی دیوار خانه ژپتو به طور همزمان شروع به زنگ زدن می کنند. موقعیتی که در انیمیشن اصلی فرصتی برای نشان دادن برخی شوخی های بصری جالب بود، در اینجا توسط دیزنی مستعمره شده است. برای چسباندن ارجاعات مبتذل و مبتذل به دیگر فرنچایزهای محبوب در تاریخ شرکت. این فرامتن غیرمرتبط و بی ربط از همه کلمات این مقاله بهتر است و ماهیتی وجودی دارد. پینوکیوسال 2022 را توصیف می کند. خیلی غیر ضروری خیلی بی معنی خیلی سودآوره

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا