فیلم و موزیک

اهنگ شاید دیگه این چشارو ندیدم ولی نیاز دارم MP3

سلام دوست عزیز بیننده سایت سایت آرادآهنگی زیبا برای شما هم اکنون آماده دانلود می باشد.

ممکن است متن ها قبلا دیده نشده باشند

اگر غمگینی، گاهی می دانم که قدم ها با هم دوست شده اند، همه جا را می دانم

اگر هنوز می ترسی، می دانم که نگران ریختن چیزی هستم

حاجی ببین همه منتظرند تا پرتگاه بیرون بیاید

اما جدایی آنها متفاوت به نظر می رسد

من واقعاً می توانم به کسانی که به راحتی می توانند از آنها انتقاد کنند حسادت می کنم

اگر چیزی برای گفتن دارید، فکر می کنید فردا چه کار کنم؟

می خواهم تو را تا مرز مرگ ببرم، فکر کن شاعر دلم خواننده من است

حس می کنی سایه ات به قبر نزدیک می شود، اگر ته پرتگاه را بدانم

بعضی روزها میدونم غرق شدم ولی اگه تو بمونی من میمونم

در تو چیزی دیدم که هیچ جا پشیمان نیستم امروز اهل الوطی دیروز هستم

اینکه بلندی ابرو ارزشش را نداشت ردش کردی

این یکی به طور یکپارچه به قلب هوا متصل بود. این چیزی است که همه شما می شناسند

دوستت دارم

من آماده نیستم اما اگر برگردی شاید اصلاً حق من نبود که خوشحال باشم

من قد بارون انزلی بودم، تمام نقش تو را جلوی من بازی کردم

گاهی گریه می کنم و گاهی بدتر، اینها مشت هایی هستند که همه جا غذا خوردن را بلدند

صادقانه صحبت کنید، فقط شما می توانید خوب عمل کنید

بپرس چرا در روز تولدت قلبم از برگهای زرد فلج شده است؟

ممکن است نام من تحت تأثیر رد نام من قرار گیرد

بگذار با بوی پیراهنت بغلت کنم، خفه ام کن، می دانم عطری برایت باقی مانده است

بین من و تو مثل برزخی بودم، اول دلم پر از قصه شد

مظلومیت آن چیزی است که قبلا نیستی، چگونه دلت را بشکنی؟

شبرو صبح یادم میاد، هر چند دیگه نمیتونم باهات تماس بگیرم

اصلا نمی دانم پنجشنبه چطور شد

شاید دیگر او را ندیده باشم، اما به شدت به او نیاز دارم

دیشب صدام زدی را شنیدم، از جا پریدم و این صداها را با هم مخلوط کردم

در آن لحظه که درد داشتم از جا پریدم

چقدر چشمات روشن یه شب یقه همه رو پاره کردم

تو به من گفتی در پایان داستان چه اتفاقی می افتد، من به تو گفتم که یک روز همه مردم خواهند مرد

گفتی تو را در ستاره ها می بینم، اتفاقا الان در همان ستاره ها نشسته ام

اینجا کسی نیست که مرا بغل کند

انگار دیگر در سرت نیستی و سرزمینت وطن من شده است

دلم برات تنگ شده البته فقط یادت هست افتادم و به کالسکه زدم

من همانم که در سکوت غرق می شوم، کسی که هر بار صدایش می آید

تو روح من بودی، بدون تو، بدنم مرا لمس کرد، بی تو سرگردان بودم

دستانم را خالی می گذارم اما زخم هایت را وصله نمی کنم

ببخشید اگه ازت متنفر بودم الان ابری بودم

اصن فک کنم این اخرین شعرم باشه اگه سالم نباشم دو تا میخورم

اگر پیدات کنم روزی از تو فرار می کنم و مرکز تمام دنیا می شوم

قبلا از لحظه ها لذت می بردم، حالا اگر گاهی پرتاب می کنم عذرخواهی می کنم

می دانی چه احساسی دارم، می دانی که خنده های من واقعاً تزئینی است

منی که مدام چشمم را جلب می کند تا به نور می رسد ولی گم می شود

شب ها که رویاهایمان سرطان می گیرند، چراغ ها منتظر پله ها هستند

من که از هوا نفس می کشم از بوی باد نفس می کشم

فکر می کنند من دیوانه ام همین خاطره ها برای دیوانه ام کافی است

با چشمان خودم دیدم که دارم میمیرم اما بی جان گم شدم

میخوام بزنم حتی بیرون خودم فردا ندارم از دیروز دارم میپرم

و دلم برایت تنگ شده، خودم می دانم، اگر گاهی غمگینی می دانم

زخم دلم از نادانی این کوچه های تنگ کجا می رود؟

یا باید نفست را در دلت حبس کنی یا به رویای من بیایی و مرا ببری

شاید دیگر این آهنگ را ندیده باشم

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا