فیلم و موزیک

آخر هفته چه فیلمی ببینیم: از Hour of the Wolf تا Personal Shopper

فیلم ایتالیایی فدریکو فلینی، فیلمی سوئدی به نویسندگی و کارگردانی اینگمار برگمان، نماینده خرید شخصی اولیویه آسایاس، با بازی کریستن استوارت و پوسسور.

از یک درام ماندگار به کارگردانی فدریکو فلینی که احساسات را برمی انگیزد تا فیلمی ترسناک به کارگردانی اینگمار برگمان با پلان هایی که قدرت گاز گرفتن خود را از دست نداده اند. اگر بخواهید دو فیلم سیاه و سفید از سینمای اروپا را انتخاب کنید که دهه ها بازی شده اند، بعید به نظر می رسد که دو فیلم اول این فهرست شما را راضی نکنند.

آراد نیوز برای دو فیلم آخر شماره 246 از مجموعه “این آخر هفته چه فیلمی ببینیم؟” او به کارهای معاصر کارگردانانی روی آورد که بسیاری از آنها حداقل با نام خانوادگی خود آشنا هستند. یکی از آنها در پاریس به دنیا آمد و برنده جایزه بهترین کارگردانی جشنواره فیلم کن شد.

تصویر سیاه و سفید از فیلم La strada محصول 1954

جاده (1954)

ژولیت ماسینا یکی از بهترین نقش های خود را در فیلم جاده ارائه می کند و در چند قسمت دل انسان را به درد می آورد.

داستان های سوء استفاده از سادگی یک شخصیت دلپذیر همیشه این پتانسیل را دارد که احساسات بیننده را درگیر کند. زیرا ما در دنیایی پر از افراد بد اخلاق زندگی می کنیم و حداقل چند بار با این نوع رفتارهای سودجویانه و فرصت طلبانه مفرط مواجه شده ایم.

وقتی داستان دختر ساده ای را دنبال می کنیم که مردی قدرتمند از مادری فقیر خریده است، نزدیک شدن به داستان برایمان سخت نیست. به خصوص وقتی می درخشد ژولیت ماسینا این باعث می شود که حتی در لحظات شادی او از درد غیرقابل انکار زندگی او پشیمان شویم. فدریکو فلینی جلوه ای شخصی و احساسی به بیننده می دهد. نه فقط برای صدمه زدن به احساسات بیننده، بلکه برای به اشتراک گذاشتن جهان بینی خود با بسیاری از ما.

حسادت، عشق، ترس و اندوه از احساسات اولیه انسان هستند و اصل گفتن La strada بر اساس آنها است. چه یک مرد مست فاصله کمی با کشتن یک دختر بی گناه به بهانه خوش گذرانی داشته باشد و چه زمانی که دو نفر توسط دیگران احمق خوانده می شوند و در عین حال عشق عمیق آنها به یکدیگر می تواند هر عاقلی را حسادت کند.

قاب بندی جذاب اینگمار برگمان در فیلم ساعت گرگ محصول 1968

ساعت گرگ (1968)

وقتی کارگردان Persona می‌خواهد دو شخصیت را به جزیره‌ای ببرد و حداقل یکی از آنها را دیوانه کند، نمی‌توان نتیجه را از دست داد. اینگمار برگمان در فیلم، او ما را در وحشت حساب شده روانی غوطه ور می کند. داستان به طور مداوم توسط چندین راوی دروغین نقل می شود.

برگمن به سرعت مخاطب را درگیر حدس زدن می کند و به حالات ذهنی شخصیت های اصلی می پردازد. تلاش برای درک اینکه آیا آنچه شخصیت ها می بینند کاملا واقعی است یا اینکه ذهن آنها در شکل دادن به سکانس ها دخیل است. داستان با پیشرفت فیلم ترسناک تر می شود و اعتماد به شخصیت دوم دشوار می شود. آیا زن در جنون شوهرش شریک است یا افکار برخی بینندگان به اشتباه باعث بی اعتمادی آنها به این دو شده است؟

در میان آثار برگمان، ساعت گرگ شاید بیشتر از هر فیلم ترسناک دیگری باشد. همکاری اخیر او با دو تن از بازیگران بسیاری از فیلم‌هایش نیز به ما این امکان را می‌دهد که بیش از حد معمول به شباهت‌ها و تفاوت‌های فیلم ساعت گرگ و دیگر فیلم‌های اینگمار برگمان فکر کنیم.

کریستن استوارت به لباس های فیلم خریدار شخصی نگاه می کند

خریدار شخصی (2016)

به کارگردانی Personal Shopper اولیویه آسایاس این یکی از آثاری است که با ترکیب چندین زیرژانر به حس خاص خود می رسد. در این میان یکی از دشواری های نقش آفرینی در اثر یاد شده به تغییرات متعدد در لحن روایت آن برمی گردد. من این را می گویم تا بخش بزرگی از درخشش کریستن استوارت در جذاب کردن همه چیز را دریافت کنم. هنرمندی که در تمام لحظات فیلم موفق می شود بازی را به درستی مطابق با داستان Personal Shopper ارائه دهد. استوارت حتی در صحنه هایی که مجبور است به تنهایی و بدون حضور شخصیت دیگری جلوی دوربین قرار بگیرد به زیبایی تماشاگر را همراهی می کند.

داستان درباره مردی است که باید با غم بزرگ از دست دادن کسی دست و پنجه نرم کند. اما با توجه به اینکه به دنیای ارواح نیز متصل است، همه چیز می تواند بسیار پیچیده شود. مورین شخصیتی آشفته است که از صبح تا شب در ناامیدی به دنبال معنای زندگی است و از تنهایی غم انگیز و وحشتناکی رنج می برد. استوارت از قدرت فیلمنامه نویسی آسایاس استفاده می کند تا این تنهایی را به شکلی مثال زدنی به تصویر بکشد.

مرد بر سر فیلم صاحب براندون کراننبرگ فریاد می زند

مالک (2020)

یک قاتل حرفه ای کنترل بدن افراد دیگر را به دست می گیرد تا مهم ترین اهداف خود را بکشد. براندون کراننبرگ او با این خلاصه داستان توانست سینمای ترسناک موجودات ماوراء الطبیعه را با نگاهی ترسناک به تکنولوژی روز ترکیب کند. نتیجه فیلمی است که با استفاده از تصویرسازی های هوشمندانه و ایده های داستانی مناسب، وقت مخاطب را تلف نمی کند.

تا به حال دیوید کراننبرگ، پدر براندون کراننبرگ جنایات آینده را در جشنواره کن به نمایش گذاشت، نگاهی به Possessor جالب است. این دو اثر اصلاً ارتباط مستقیمی با هم ندارند. اما می دانیم که دیوید کراننبرگ بارها و بارها توانسته است با استفاده از چندین زیرژانر ترسناک خلق کند و تماشای تلاش یکی از دانشجویان فیلم او به خودی خود جالب است. جدا از این که خود Possessor یکی از بهترین فیلم های علمی تخیلی ترسناک سینمای انگلیسی زبان در سال های اخیر است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا